قیمت فروش: ۵۵ هزار تومان

 

پشت جلد کتاب آمده است:

 همه شنیدند که تیتروها می خوانند: تیترو... تیترو... ( حیدر ) آسمان را نگریست و پرنده ها را جستجو کرد. به یاد شب خاطره انگیزش با ( زارعباس ) افتاد. آن ها را دید که در اعماق آسمان هم دوش ستاره ها می رفتند و آوازشان دم به دم به تحلیل می رفت. حیدر اندیشید تیتروها الان روی ماهورهایی هستند که با ( نوشاد ) به دنبال اسب ها رفته بود. خنده حسرت باری کرد و سوار به گاری نزدیک شد. ضمن حرکت روی تابوت نوشاد خم شد و آهسته گفت: نوشاد تیتروها هستنا نمی خوای نگاه کنی و آوازشون رو گوش کنی؟ روزی می گفتی تیتروها رو دوست دارم. نمی خوای نگاه کنی؟ حالا روی چراگاه رمه اسبا رسیدن. کاش می تونستی نیم خیز بشی و این پرنده های زیبا را ببینی و آواز پر برکتشون رو بشنوی و...



کتابهای مرتبط

یک بررسی بنویسید

توجه : HTML بازگردانی نخواهد شد!
    بد           خوب