پشت جلد کتاب آمده است:

ادبیات اليف شافاک (۱۹۷۱)

نویسنده ی ترک که در استراسبورگ فرانسه به دنیا آمده است. مادرش دیپلمات بود و از این جهت شافاک زندگی رمان. ترکیه در شهرهای مختلف جهان را تجربه کرد. سال ۱۹۹۸ء برای کتاب «پنهان» برندهی جایزدی مولانا شد و در سال ۲۰۰۰ با نوشتن رمان (محرم)، جایزهی بهترین رمان نسال را از طرف کانون نویسندگان ترکیه از آن خود کرد. او تا کنون ده ها رمان منتشر کرده که همگی به چندین زبان ترجمه شده اند

 

لیلی شانه هایش را راست کرد، انگار تصمیمی گرفته بودمن معشوق را دوست دارم. معشوق هم مرا دوست دارد. به هر حال در این دنیا کارهای دیگری هست که ممکن است از انجامشان پشیمان شده باشیم، حرص، بد کرداری، طمع به دست آوردن قدرت، دروغ. انسان باید از اینها خجالت بکشد. اما عشق چرا باید از عشق خجالت بکشیم؟»

پشت جلد کتاب آمده است:

سانجها گفت: "گنبد، گنبدی که همه ی صداها را یک جا جمع کند. باید گنبدی بسازیم که به یاد انسانها بیاندازد که خدایی وجود دارد. خدایی که مظهر ترس و مجازات نیست، بلکه از وجودش محبت و عشق منتشر می کند. خدایی که کسی را خوار و زبون نمی کند".

 



کتابهای مرتبط

یک بررسی بنویسید

توجه : HTML بازگردانی نخواهد شد!
    بد           خوب